![]() |
![]() |
|
| مطالب علمی- زندگی-مذهبی-عشق-خاطره-سرنوشت |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 11:0 توسط الهام |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 10:55 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 10:34 توسط الهام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 12:50 توسط الهام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 12:48 توسط الهام |
|
هنگامه ،
هنگامه عشق ست و وفا .
هنگامه با تو بودن .
هنگامه با تو خواندن ... در بهار عاشقی ، میخوانم تو را ، ای خالق هستی ، که
عشق را افریدی و در بهار طبیعت ، جانی دیگر بخشیدی به
دلهای خسته و از راه رسیده . به ما ارزانی دار نعمت
دوست داشتن و دوست داشته شدن را و لیاقتی افزون را
توشه راهمان ساز ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 12:39 توسط الهام |
|
|
وین گرد غم آلود غبار بدن کیست از زیر قدومت شدی آگاه که آیا ماوای که خواهد شد و یا که وطن کیست بر خاطر تو هیچ گذشته است به بستان کاین پنبه ی نو خاسته آیا کفن کیست آن غنچه ی خندان که نمودست دهن باز لبهای پر از خنده و شکر شکن کیست آن خشت که سر بر سر هم هشته بهر کاخ اعضای که می باشد و یا خاک تن کیست آن رخنه ی دیوار که بر دیده هویداست چاک دل سوزان که؟خندان دهن کیست امروز که خاک دگران شد چمن ما تا روز دگر خاک من و تو چمن کیست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:51 توسط الهام |
|
|
یک سال از عمر ما با تمام خاطره های زیباش سپری شد
به اندازه تمام لحظه های با توبودن دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 12:4 توسط الهام |
|
|
بچه ها سلام دوباره سالی دیگر ومحرمی دیگر فرارسید
بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرببلا دوستانم شهادت امام حسین و به همتون تسلیت می گم انشالله که عزاداریتان مورد قبول خداو امام حسین قرار گیرد مارا هم از دعای خیر خودتون محروم نکنید...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 13:2 توسط الهام |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 15:57 توسط الهام |
|
|
بچه ها سلام من بعد از چند وقت اومدم حالا هم که او مدم خیلی عجله دارم
بچه ها دعام کنید همه امتحاباتم را پاس کنم ممنون می شم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 14:25 توسط الهام |
|
|
بچه ها سلام دوباره مرا پذیرا باشید
عید قربان وعید غدیر خم را بهتو ن تبریک می گم راستی بچه های سید عیدی ما یادتون نره التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 13:2 توسط الهام |
|
میخوام برای چشمات، ستاره قربونی کنم برای شام مهتاب، شهرو چراغونی کنم میخوام میونه دستات، دستامو نقاشی کنم برای با تو بودن، عشقمو حکاکی کنم میخوام برای فردا، یه آسمون بسازیم به نیت دلامون، برای هم ببازیم میخوام صدای بارون تو لحظه جون بگیره شاید دلای خسته با این آروم بگیره میخوام دوباره گم شم تو فکر با توبودن چه رویای قشنگی، رویای با توبودن
دوستت دارم عزیزم همسفرم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 12:16 توسط الهام |
|
دلتنگیخدایا نمیدونم چه رازی توی این غروب هات وجودداره که آدم اینقدر دلش میگیره ؟خدایا وقتی غروب میشه دلم تنگ میشهبا اینکه همه کسائی که دوستشون دارم کنارم هستنولی باز یه دلتنگی غریبی همه وجودم را میگیرهدرست مثل بعضی از شبها که وقتی همه خوابن,من بیدارم و دلتنگ .الهی شبها که میشه دلم برات تنگ میشهیعنی خیلی تنگ میشه احساس دور افتادگی و بیقراری میکنمخدایا احساس میکنم یه چیزی درونم هست که میخواد سینه ام را بشکافهو با سرعت به سمتت بیاد .خدایا دلم گرفته از این دیوارهای اتاق که نمی ذارن بیشتر از چند متر اون ورتر را ببینم .خدایا خستم خیلی خسته . خسته از همه نگرانیهاخسته از همه دلواپسیهایی که برای خودم و اطرافیانم دارمخسته از فکر دیروز و امروز و فردا بودنخسته از گشتن و پیدا نکردن خدایا حتی از خود خستگی هم خسته شدم .خداجون دلم برات تنگ شدهدوست دارم همه چیز را رها کنم و بیام کنارت .خدایا دوست دارم بغلم کنی و محکم تو بغلت فشارم بدی ,من چشمام را ببندم ویک نفس به عمیقی تمام کائنات بکشمو در آغوشت غرق آرامش و امنیت مطلق بشمو فارق از ذره ایی نگرانی توی آغوشت گریه کنم و گریه کنم و گریه کنم .بعد اینقدر اسمت را صدا کنم و بگم :خدا جونم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 13:19 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 12:42 توسط الهام |
|
|
خدایا! من در کلبه حقیرانه خود در زمین چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تو کسی دارم و تو چون خود کسی را نداری بايد اي دل ! اندكي بهتر شويم يا نه اصلا آدمي ديگر شويم از همين امروز هنگام نماز با خدا قدري صميمي تر شويم
خدايا! به من زيستني عطا كن كه در لحظه ي مرگ بر بي ثمريِ لحظه اي كه براي زيستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردني عطا كن كه بر بيهودگيش سوگوار نباشم. براي اينكه هر كس آنچنان ميميرد كه زندگي ميكند .
تو چگونه زيستن را به من بياموز ، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .
رحمتي عطا كن تا ايمان ، نان و نام برايم نياورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افكنم ، تا از آنهايي باشم كه پول دنيا را ميگيرند و براي دين كار ميكنند نه از آنهايي كه پول دين را ميگيرند و براي دنيا كار ميكنند ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 12:10 توسط الهام |
|
تقدیم به پدر ومادر عزیزم
همچنین ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 17:44 توسط الهام |
|
|
سلام عزیزانم به سایت من خوش آمدید.امیدوارم از این سایت خوشتان بیاید ونهایت استفاده را ببرید.
در ضمن منو از نظراتتون محروم نکنید.کمال تشکر را از شما عزیزان دارم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 11:17 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته دوم بهمن 1384 هفته سوم دی 1384 هفته دوم دی 1384 |
| پیوندها |
|
لحظه های بهاری تنها آرامش قلبم تویی خدای من احساس پریچهر علمی ایران ماچ |
|
RSS
|